تبليغاتX
علیرضا جلالوند

علیرضا جلالوند

( آهنگساز ، تنظیم کننده و خواننده )

 

      دوست عزیزم آرشام را همه می شناسید. آهنگساز ، تنظیم کننده ، خواننده و نوازنده ي بسيار تواناي پيانو با چهره اي زيبا. آلبوم اول او توسط سیروان خسروی آهنگساز و تنظیم کننده ی جوان و قَدَر ایران ضبط شده بود. مسلماً آهنگ و ویدئو کلیپ بسیار زیبای او را همه به خاطر دارید (توی این شبای بارونیو خیس/کی می تونه بگه دل تنگه تو نیس).  دو ترک از آلبوم جدید او در استودیو آواز ناب صوفيان توسط من ضبط ، ميكس و مسترينگ شده است. يكي از اين دو ترك ، كه با همراهي برادرش اجرا شده  به همراه ويدئويي زيبا  از شبكه هاي مختلف ماهواره اي در حال پخش مي باشد. اميدوارم از ديدن اين كليپ لذت ببريد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 21:51  توسط   | 

 

       علي بهزادي ترانه اي را با عنوان "نامه" با آهنگ سازي و تنظيم دوست عزير و قديمي ام آرشام اجرا كرده است. ضبط ، ميكس و مسترينگ اين قطعه را من در استوديو آواز ناب صوفيان انجام داده ام. ترانه ي اين قطعه سروده ي دوست ديگرم مهدي موسوي است. اين ترك با كارگرداني رها شايان هنرمند نامي از شبكه هاي مختلف ماهواره اي در حال پخش است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 17:49  توسط   | 

 

      فريد ويسي آلبومي را با آهنگسازي و تنظيم من و با ترانه هايي از دوستان عزيز و همراهان هميشگي ام آزاده بخشی ، رضا مهران نژاد و مصطفي شكرالهي  تهيه ديده است. ضبط ، ميكس و مسترينگ اين آلبوم را من در استوديو آواز ناب صوفيان انجام داده ام. ترك "خيال" با ترانه ای از رضا مهران نژاد به كارگرداني علي نوابي (ARIAZ FILM) از شبکه های مختلف ماهواره ای در حال پخش است. برای اطلاعات بیشتر به سایت شخصی فرید مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 19:20  توسط   | 

 

      "نگو" نام قطعه ايست كه محمد رمضاني با آهنگسازي و تنظيم من اجرا كرده است. محمد جوانيست مبادي آداب كه صدايي دلنشين دارد. مرتضي شيخ الاسلامي ترانه ي اين ترك را سروده است. آلبوم او با همراهي برادرش و با اسپانسرينگ شركت بازرگاني يعقوب بزودي استارت خواهد خورد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:7  توسط   | 

 

نوع:                 فيلم كوتاه

مدت:               ۷ دقيقه

عنوان:              تقدير

كارگردان:           سعيد مرادي

فيلمبردار:           رحيم رحيمي

موسيقي:          عليرضا جلالوند

ضبط موسيقي:   استوديو آواز ناب صوفيان

بازيگران:             رضا مهران نژاد ، محمد سنگاري و ...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 1:27  توسط   | 

 

            ميثم مافي خواننده اي توانا و داراي دانش زياد است. او آلبومي متفاوت و مدرن تهيه كرده است. من در آْلبوم او يك ترك به نام "خاطره" بر روي ترانه اي از دوست و يار ديرينه ام افشين مقدم ساخته ام. اميدوارم اين آلبوم به زودي به بازار بيايد و همانطور كه من از ساختن اين قطعه لذت بردم ، شما هم از شنيدن اين قطعه لذت ببريد. اين ترك را به اندازه ترك خداحافظ دوست دارم و معتقدم به همان زيبايي است.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 20:49  توسط   | 

 

میثم مشایخ

 

 

          میثم مشایخ جوان ریز نقشـــی است که در تب و تاب تهیه ی آلبومی متفاوت است . بر این اساس تک آهنگی با ترانه ی از افشین مقدم  با آهنگسازی و تنظیم من آماده شده و مقدمات تولید موزیک ویدئوی قطعه نیز انجام شده است .

          میثم بازیگر تئاتر است . در محضر اساتیدی چون امین تارخ دوره های بازیگری را گذرانده وهمچنین عضو سینمای جوان است . او بتازگی دوره های کارگردانی سینما را در این انجمن طی کرده است .

          بزودی همراه با پخش این قطعه و پس از اتمام مسئله اسپانسرینگ او ، کار تولید آلبوم او با ترانه هایی انتخابی از افشین مقدم ، هاویل ترک کجوری ، رضا مهران نژاد ، سرمه سنجری و ... آغاز خواهد شد .

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 11:56  توسط   | 

هنر شنیدن موسیقی

 

          بیشتر مردم به موسیقی گوش نمیدهند، فقط به آن عکس العمل نشان می دهند. این در واقع پایه و اساس موسیقی پاپ است. شما می توانید از هر طرافدار پروپاقرص یک گروه یا خواننده پاپ بخواهید تا به شما بگوید موسیقی مورد علاقه اش در مورد چیست و می توانید مطمئن باشید که تعدادی جمله بی سر و ته یا حداکثر چیزی درباره « اشعار » خواهید شنید که صد البته ربطی به « موسیقی » ندارد . پرسش درباره ساختار موسیقایی مانند تونالیته یا بخشهای هارمونیک ترانه معمولا با سکوت و نگاهی تهی و بی احساس روبرو خواهید شد.

          این بیماری ضد موسیقی در واقع نتیجه سیستم تربیتی و آموزشی است که در آن هنر ، یک جنبه تجملی و غیر ضروری تلقی می شود . بسیاری از خوانندگان این مطلب از پیامدهای ناگوار این شیوه آگاهند و من بیش از این به بررسی مشکل نمی پردازم ، بلکه قصد دارم به راه حل آن و یافتن پاسخ این پرسشها که موسیقی چیست و چگونه باید به آن گوش دهیم و چگونه می توان « کیفیت شنیدن »  را تعریف کرد ، فکر کنم.

          ظاهراً عموم مردم نمی دانند که " هنر ، در معنای کامل آن ، نمی تواند به سرعت درک شود و برای حواس  آموزش  دیده  و غیر حساس امری بدیهی و آشکار به شمار نمی آید " . هنر ، در واقع نوعی چیدمان جدید از مناسبتها و مفاهیمی است که حواس انسان را به نوعی کاملاً متفاوت از زندگی روزمره تحت تاثیر قرار می دهد و تجربه ای تازه در اختیار اومی گذارد .

          یک عکاس ، یک واقعه معمولی را به شکلی غیر معمول ضبط می کند و بـا در قاب قرار دادن لحظه ای  از زندگی روزمره  ،  به  اجزای  نامربوطی  که می بیند  ، ارتباطی می بخشد که برای چشم بی تجربه قابل دیدن نبوده است .

          نامتعارف بودن ، یکی از موارد مشخصه هنر است ، این جنبه ای است  که موجب گسترده شدن روند عادی تفکر می شود و این گسترش و دست یافتن به دیدگاههای تازه است که منبع اصلی لذت بردن از هنر به شمار می آید . آنچه موجب تحریک سریع و دور از ظرافت حواس و احساسات شود ، بدون اینکه در آن تفکر یا توجهی به کار رفته باشد یا [بدون اینکه] چنین انتظاری از مخاطب وجود داشته باشد ، قطعاً هنر نخواهد بود. موضوع گفتگوی ما ، هنر موسیقی است و آنچه موسیقی را از هنرهای دیگر متمایز می کند این است کـــــه موسیقی ، انتزاعی ترین شکل هنر به شمار می رود و چیزی به جز خودش را بیان نمی کند . موسیقی بدون ساختار باطنی و درونگرایانه اش هیچ است و دسته بندی کردن آن کاری است که به ناچار انجام شده است و در تعریف ذات موسیقی بی تاثیر بوده است .

          برای بیشتر موسیقی دانان ، موسیقی دارای جنبه های قابل درکی است که در هنرهای  تجسمی هم  کاربرد دارند  ،  مانند شکل ، رنگ ، بافت ، بعد  و حجم .  موسیقی می تواند بدون هیچ  تحریک  خارجی ، دیده ، شنیده و لمس شود .  بیشتر رهبران ارکستر می تواند به نتها نگاه کنند و در ذهن خود یک اجرای ایده آل را با در نظر گرفتن تمام این مشخصات ، مجسم کنند ، بـدون اینکه نگران شکل ظاهـری سازها باشند . موسیقی ، حتا در انتزاعی ترین شکل خود می تواند تداعی کننده رنگ و فرم باشد .

          من در اولین سال کالج با کمال تعجب متوجه شدم که در تمام رسیتالها و کنسرتها ، ردیف اول و دوم صندلیها به ترتیب توسط استادان دانشکده ریاضی و فیزیک اشغال می شد . از همان زمان و طی تحقیقات بعدی متوجه شدم که ریاضی دانان و فیزیک دانان ، به خصوص آنهایی که با بخش تئوری آن سر و کار دارند، درک ، عشق و احترام بی اندازه  نسبت به موسیقی دارند و بسیاری از آنان موسیقی دان هم هستند .

          کسانی که بـه ایـن موضوع علاقه دارند بـه خوبـی می دانند کـه اینیشتین ، ویولون می نواخت و تا جایی که می دانیم نوازنده خوبی هم بود . چرا که  علوم ریاضی و فیزیک و هنر موسیقی تا حد بسیاری متکی به تفکر انتزاعی هستند و داشتن درک صحیح و دست داشتن در یکی از آنها ، تاثیر بسیار مثبتی در توانایی یادگیری دیگری دارد و اگر شخصی در هر سه آنها مهارت داشته باشد که دیگر خوشبخت ترین دانشمند به شمارمی رود .

          خوب ، گوش کردن به یکی از فوگ های ( Fugue  ) باخ ، مانند چیست ؟ فوگ نـوعی موسیقی پلی فونیک ( چند صدایی ) است که آواهای موجود در آن ( یا به عبارتی ملودیهای آن ) از دو تا شش صدای مشخص و مجزا تشکل شده است که به صورت عمودی در کنار هم قرار گرفته اند و یک فرم اوج گیرنده هارمونیک را به وجود می آورند . در واقع چیزی شبیه گوش دادن به صحبتهای همزمان 2 تا 6 نفر است که به طور همزمان درباره موضوع واحدی صحبت می کنند . شنونده می تواند موضوع کلی صحبت را بشنود ، و متوجه  شود که این گروه در کجا با هم توافق دارند و کجا مخالف یکدیگرند .

          در واقع ، تفاوت و تشابه میان " گوش دادن " و " شنیدن " مانند نسبت " فکر کردن " و " حس " کردن است . روشن کردن رادیو و انجام دادن کاری دیگر ، گوش کردن نیست ، و از طرفی توجه کردن به کاری که انجام می دهید هم به شمار نمی آید . گوش کردن ، توجه کردن است و این کاری است که انجام دادنش ، به اشتیاق برای درک مطلب نیاز دارد و روندی بسیار پویا و مشارکتی دارد . هدف هنر سوق دادن انسان به سوی خشنودی نیست و برای این به وجود نیامده است که به شما احساسی بدهد یا احساسی بگیرد ، ذهنتان را کسل کرده و شما به خواب ببرد ، بلکه هنر این است که درون انسان را سرشار از زندگی کرده ، ذهن او را فعالتر و قابلیتها ، قدرت درک و آگاهیهایش را گسترش دهد . تعجبی ندارد که هنر در دستگاههای دولتی یک تجمل به شمار می آید . پابلو پیکاسو نقاش مدرن اسپانیایی گفته است : " هنر باید با تیغ هایی تیز تجهیز شود " .

          گوش دادن به موسیقی به معنای تسلیم شدن به آن نیست ، بلکه به معنای درگیر شدن با فرمها و مفاهیم درونی آن و درهم آمیختن این مفاهیم با آنچه در ذهن داریم است و لذت بزرگی که از پیش بینی کردن رازها و فراز و فرودهای منطقی آن می بریم ، به اندازه غافلگیر شدن  در انتهای یک  رمان ادبی زیبا  ،  و حتی بیشتر از آن ،  به زندگی ما  غنا می بخشد .

 

مترجم : سحر شهاب

نویسنده : Bill Hammel (استاد دانشگاه موسیقی استرالیا)

صنعت صدا و تصویر – سال اول – شماره 4 – فروردین و اردیبهشت 85

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 9:5  توسط   | 

 

 

نقد صحیح ، سخت است !

 

 

          امروز به هر کسی بگویید که کار فلان آهنگساز ، خواننده یا تنظیم کننده این چنین و یا آن چنان است ، هنوز کلام تان تمام نشده ، اظهار نظر شنونده (بدون آنکه به شما فرصت اتمام صحبتتان را بدهد و اجازه بدهد ببیند  که  شما به چه نتیجه  می خواهید  برسید) آغاز می شود و سیلی از انتقادات و نظرات مختلف را  در مورد او شروع  می کند.  حتی گاهی پیش می آید که تمامی آثار او را نشنیده است و کل اطلاعات او د رمورد شخص مورد بحث محدود به شنیده هایش از اطرافیان  و یا بعضا شنیدن یک یا دو Track  از آثار او ست  که  عمدتا ( در صورت بورس بودن موزیک آن شخص و یا اقبال عمومی و یا اینکه کار خوبی ارائه شده باشد ) مغرضانه و بخل ورزانه است .

           بــــه جرأت میتوان گفت عمده ی کسانی که در خصوص آثار موسیقی  اظهار نظر می کنند فاقد دانش و اطلاعات کافی در مورد موسیقی هستند و اگر هم دارای تحصیلات آکادمیک باشند ، اغلب در طول مدت تحصیل از دریافت اصول و قواعد نقد هنری محروم مانده اند و پس از اتمام تحصیلات نیز آنچنان دچار توهم  خوداستادبینی  شده اند که از تلاش برای بازآموزی اصول نقد هنری و حوزه اختصاصی خود که حوزه ای فرا تک هنری است باز مانده اند.  چرا که در خصوص موسیقی پاپ (آن تعریفی که  از موسیقی پاپ در ایران رایج است )، ضمن داشتن دانش موسیقی می باید در حوزه ی ادبیات ، روانشناسی اجتماعی  و تاریخ تحولات اجتماعی آگاه بود و یا حداقل درتلاش برای شناخت بیشتراین حوزه ها برآمد .

          نظرها در خصوص آثار ، اکثرا نشان آن است که شنونده کمترین کوشش برای درک شنیداری قطعه و نواهای نهفته در لایه های زیرین اثر و یا حتی درک درست معانی ترانه و ارجاعات و اشارات و صنایع ادبی را ، به جهت کسب لذت بیشتر از قطعه شنیده شده انجـام می دهد  و غالب اظهارات ، اظهار نظر و برداشتهایی بر اساس احساسات است که صرفا تحسین و ستایش محض را دربرمی گیرد که از سوی جمعی از دوستان و وابستگان یا اساتید و احیانا شاگردان ابراز می شود و یا محصول انواع پیش داوری ها و غرض ورزی ها و جناح بندی های هنری است که یا محصول را کم مایه و فاقد ارزش هنری اعلام می کنند و فتوایشان را لازم الاجرا می دانند و یا  با انواع حملات  و بمباران  مختلف  و هواپیماهای اف- خیلی !  و بمب های شیمیایی و هسته ای (  که اتفاقا این یکی بحث روز کشورمان نیز هست) ، قصد بی ارزش نشان دادن تلاشهای خالق اثر را دارند . در این میان جمعی نیز با نقدهایی عجیب و اظهاراتی عجیب تر و بعضا جناح بندی شده  و جانبدارانه و مسلما غیر واقعی و صرفا کاسبکارانه در مطبوعات ، اذهان را به سویی سوق می دهند که خواننده  گمان می برد آلبوم مورد بحث ، آلبومی تمام و کمال است . برای خود من بارها و بارها پیش آمده با مطالعه این دست مطالب ، آلبومی را تهیه کرده ام . مسلما حدس می زنید که پس از شنیدن آن آلبوم چه حالی به من دست داد!

          منظور من این نیست که دیگر نقدهای هنری را نخوانید  و یا تنها گروهی خاص از افراد حق اظهار نظر در مورد یک قطعه را دارند و دیگران حق ندارند (چرا که همگان این را پذیرفته ایم که اثر هنری بعد از خلق اثر دیگر متعلق به خالق آن نیست بلکه زندگی اصلی اثر ، تازه در نزد مخاطب آغاز می شود و مخاطب و شنونده قطعه صاحب اصلی آن اثر است)، بلکه مقصود من این است که آگاهانه بدور از هرگونه  قضاوت  پیشاپییش و به دور از اظهار نظرهای ناشی از غلیان احساسات و بــا کمی دقت ، در مورد یک اثـــر نظر بدهید . مـــی بینیم که عمده نظرات از ناحیه کسانی ابراز می شود که تـنها از دور دستی بـر آتش دارند.  شمایی که اثری را می شنوید می توانید  بگویید  سلیقه من این نیست  نه اینکه بی منطق و بی نظری کارشناسانه و بدون موشکافی ، کل اثر را محکوم کنید.

          متاسفانه در نظام آموزشی ما هنر یعنی تفریح و زنگ هنر یعنی یک ساعت خالی که هر کدام از معلمین و دبیران (احیانا ریاضی یا فیزیک یا شیمی و ...) برای آموزش بیشتر علوم پایه به دانش آموزان ، می توانند از آن استفاده کنند و اساسا فلسفه ی وجودی رنگ هنر در مدارس ما اینگونه است (این هم از عجائب هفتگانه + یک). نه اینکه زنگ هنر ساعتی باشد که یک متخصص در زمینه ی هنر ، به دانش آموزان روح جاری در زندگی را در قالب واژه ای به نام هنر،  در کالبد دانش آموزی که با لوحی سفید و پاکیزه در مقابلشان نشسته بدمد. نه اینکه زنگ هنر ساعتی باشد که یک متخصص در زمینه ی هنر ، دانش آموزان را به کارگاه سفالگری ببرد تا با کاشیکاری آشنا شوند ، منبت کاری را از نزدیک ببینند و یا همین هنرهای سهل الوصول تر نقاشی یا خطاطی را اصولی و پیوسته و با نگاهی دلسوزانه تعلیم دهد (البته استثناء همواره هست). حال عنایت بفرمایید که در این آشفته بازار آموزش هنر، به موسیقی که اصلا جایگاه و تعریفی در نظام آموزشی ما  ندارد ، چه سهمی داده اند (غیر از مسابقات هشتگانه ی دهه ی فجر که آن هم صرفا رفع تکلیف است). هیچ !  اساسا موسیقی در آموزش و پرورش و بطور کلی فرهنگ آموزشی ما هیچ تعریفی ندارد. چون به طور کل در جامعه تعریفی ندارد. حال این فرد در جامعه با موسیقی چگونه برخورد خواهد کرد؟ خودتان قضاوت کنید.

          البته در خصوص کلام ترانه نیز اوضاع به همین منوال است. با اینکه د رتمام طول تحصیل ، دانش آموختگان با ادبیات فارسی آشنا می شوند و زیرعنوان درس فارسی با اشعار حضرات حافظ و مولانا و خیام و سعدی و ... و جریانات مختلف شعری و سبکهای گوناگون و حتی نوی شعر پارسی،  آشنا می شوند ، اما توان و تشخیص کلام قوی را ندارند و به اصطلاح سره را از ناسره تشخیص نمی دهند.

          تمامی نکات ذکر شده دست به دست می دهند تا ما از دستیابی به نقد صحیح و در نتیجه رسیدن به اصولی برای خلق اثری اصیل و گیرا باز بمانیم. البته بر تمامی این ها بیفزایید کارهایی را که بدون برخورداری از کلام درست ، ملودی مناسب ویا تنظیم مطلوب ، با اقبال مردم روبرو می شوند . (در خصوص ترانه بعدها صحبت خواهم کرد)

          هنرمند موزیسین ، حرف گفتنی  دارد  پس می آفریند.  حال با توجه  به  آنچه  که می خواهد بیافریند مصالحی انتخاب می کند : صدای خواننده ، کلام درخور آن صدا ، ارکستری که متناسب با آن دو دیگر صدا بدهد و ... پس از این منظر هر قطعه ای سزاوار آن است که با آگاهی از تناسبات فی مابین این اجزاء مورد بررسی قرار بگیرد و ارزش آن کشف شود و سپس مورد قضاوت قرار گیرد. تازه با تمام این نکته ها و از میان تمامی نظرات اظهار شده فقط چند مورد از تمامی جهات و بطور منطقی و موشکافانه و با بررسی تک تک پارامترها (ترانه ، آهنگ ، تنظیم ، وکال ، ضبط و میکس ...) به اثر پرداخته و قابل اعتناست. حالا ببینید که در مکاره بازاری این چنین ، چه معجونی به عنوان موسیقی روز به دستمان می رسد. در چنین فضایی که یا سرشار از غرض ورزی و بخل است و یا کارشناسان  واقعی  سکوت اختیار کرده اند  (بطوری  که هر کسی هر طوری که  بخواهد می تواند در مورد شخص یا آلبومی نظر بدهد) برای عموم مخاطبین تشخیص اصل از بدل سخت می شود و در نتیجه سطح سلیقه و فرهنگ شنیداری مردم نزول می کند.

 

                                                                             علیرضا جلالوند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 7:55  توسط   | 

 

علیرضا زکی پور

 

 

          تک آهنگی با صدای علیرضا زکی پور با ترانه ی مهندس رضا مهران نژاد  با آهنگسازی و تنظیم من آماده شده است . این قطعه با تمی ترکی-عربی و در فضایی مدرن کار شده است . کاری جذاب و به لحاظ ملودی ساده و خطی و روان و ترجیع بندی به یاد ماندنی .

          در آبان ماه ضبط این قطعه انجام می شود و با تهیه ی کلیپی مناسب از شبکه های جهانی پخش خواهد شد. در صورت مثبت بودن واخورد سلیقه مخاطب نسبت به صدای علیرضا زکی پور ، آلبومی با صدای او استارت خواهد خورد .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 15:51  توسط   |